گلیومای بدخیم شایعترین نئوپلاسم داخل جمجمه است.  بروز و شیوع آن حدود  4 تا 6  نفر در 100.000 فرد است  که هر سال 20،000 مورد تازه تشخیص داده شده می شود و در مردان شایع تر است و معمولاً در دهه های 5 و 6 زندگی اتفاق می افتد .
این سرطان تمایل به بروز در لوبهای فرونتال ، تمپورال و جفتی دارد ، اگرچه سایر قسمتهای قشر مغز و ساقه مغز نیز ممکن است این تومورها را در خود جای دهند . گلیوما ۳۰٪ کل تومورهای سیستم مرکزی عصبی و ۸۰٪ تومورهای بدخیم مغز را تشکیل میدهد. این تومورها بسیار نفوذی و ضعیف هستند که دارای نواحی داخلی خونریزی و نکروز هستند و با ادما وازوژنیک و التهاب احاطه شده اند.

تومورها از آستروسیت‌ها (آستروستیوم، گلیوبلاستوما مولتی فورم)، الگودندروسیت‌ها (الیگودندروگلیوما) یا نورواکتودرم (مدولوبلاستوم) منشأ می‌گیرند.

گلیوما را میتوان براساس نوع سلول ، محل یا درجه بدخیمی تقسیم بندی کرد.

درجه  I: آستروستیوم سلول بزرگ ساب اپاندیمال، آستروستیوم پیلوسیتی

درجه  II: اپاندیوم، آستروستیوم مننژ، الیگوندروگلیوم، نوروسیتوم مرکزی

درجه III: آستروستیوم آناپلاستیک، الیگودندروگلیوم آناپلاستیک، اپاندیموم آناپلاستیک

درجه IV: گلیوبلاستوم مولتی‌فورم، الیگودندروگلیوم آناپلاستیک/ گلیوبلاستوم مولتی‌فورم . گلیوبلاستوما مولتی‌فورم شایع‌ترین تومور اولیه مغز است.

 

 

 

تومور با تهاجم و رشد سریع گلیومای درجه بالاهمراه است مانند آستروستیوم آناپلاستیک . تنها راه دقیق تشخیص نوع و میزان بدخیمی تومور با بیوپسی است به این صورت است که معمولاً یک جراح با جراحی قسمتی از تومور را خارج کند . ما با استفاده از آنتی بادی ATRX (alpha-thalassaemia/mental retardation syndrome X-linked)  با کمک آزمایش ایمونوهیستوشیمی ((IHC توانستیم اهمیت این آنتی بادی را در تشخیص گلیومای بزرگسالان با در نظر گرفتن ویژگی های بالینی، پاتولوژیک و ژنتیکی تعیین کنیم                                        آنتی بادی ATRX  که با نام  ATP-dependent helicase ATRX نیز شناخته می شود یک پروتئین هسته ای X-linked  یا Znf-HX می باشد که به وسیله ژن موجود در ناحیه کروموزومی  Xq21.1  کدگذاری شده و موجب غیر فعال شدن و هم چنین کدگذاری یک پروتئین هسته ای و همولوگ  NTP با چندین نوع هلیکاز نوع II موجود در غشاء می شود. این آنتی بادی متعلق به خانواده بزرگی از پروتئین های مشابه زیر مجموعه یSNf2  و دارای منطقه ی  C ترمینال غنی از گلوتامین مشابه به سایر عوامل هسته ای رو نویسی می باشد. مطالعات ایمونوهیستوشیمی ثابت کرده است که    ATRX در بافت مغزی در سطح نورون های قشر مغزی ،آندوتلیای عروقی یا لنفوسیت وجود دارد که می توان در نتایج ایمونوهیستوشیمی (( IHC مشاهده کرد
در این ازمایش ((IHC در مجموع حدود 193بزرگسال که دارای گلیومای منتشر شده بودند ، تحت آزمایش ایمونوهیستوشیمی (IHC) قرار گرفتند. در کانون هایی که کنترل های داخلی نورون ها، بافت گلیال و عروق خونی به درستی رنگ آمیزی شده بودند ، می توان گفت  واکنش های سلول های توموری یا کاملا از بین رفته بود یا در بیشتر موارد کامل حفظ شده بود. در 19 مورد نتایج ایمونوهیستوشیمی با وضعیت موتاسیون ATRX  هم خوانی کامل داشت. فقدان ATRX به ترتیب در 5/54 ، 8/30 درصد از آستروسیتم گرید 2و3 والیگوآستروسیتم ونیز 7/12 درصد از گلیوبلاستوم  مشاهده شد . در گلیوم های گرید 2 و3 که غالبا فاقد ATRX(3/92%) بودند دارای موتاسیون در ژن IDH1 و IDH2  بودند. فقدانATRX   به طور قابل ملاحظه ای با موتاسیون TP53 و بیان بیش از حد آن همراه بود  (P < 0.001)اما هرگز با 1p/19q co-deletionهمراه نبود. موتاسیون IDH1/IDH2 در تومورهای فاقد ATRX در گلیوم های گرید 2 و 3 شایعتر از گلیوبلاستوم بود است (P < 0.001)همچنین بین  فقدانATRX  و بیان بیش از حد TP53 همراهی قابل ملاحظه ای وجود نداشت.گلیوبلاستوم فاقد ATRX غالبا  بیماران جوان را تحت تاثیر قرار داده(p < 0.001) و بیشتر در کانون هایی غیر از نیم کره ی مغزی دیده می شود.
غالب گلیوم های  گرید  2و3 (93.3%)  برمبنای وضعیت موتاسیون IDH1/2 ، ایمونوهیستوشیمی ATRX ، 1p/19q co-deletion به سه گروه مولکولی تقسیم می شود.