سرطان ها و تومور مارکرهاي رایج آن ها

سرطان سینه

امروزه تشخیص سرطان سینه در آزمایشگاه ها توسط پارامترهاي رایج بیولوژیکی وضعیت غدد لنفاوي، grade تومور،سایز تومور، میزان بدخیمی، سن و بیان ژنHER-2 ، انجام می گیرد.

با وجود این پارامترها و اندازه گیري میزان بیان ژن HER-2 به عنوان تومور مارکر، به نظر می رسد این موارد براي تشخیص دقیق و انتخاب صحیح افرادي که باید روش درمانی رادیوتراپی را دریافت کنند کافی نمی باشد . هم چنین براي تخمین میزان پیشرفت بیماري و جلوگیري از برگشت سرطان پس از درمان لازم است مارکرهاي جدیدتري با اختصاصیت و حساسیت بالاتري ارائه شود. امروزه تنها مارکري که براي بررسی روند درمانی استفاده می شود رسپتور استروژن و پروژسترون ER/PR می باشد که براي انتخاب بیمارانی که نیاز به دریافت روش هورمون درمانی دارند به کار می رود.

هم چنین مارکر HER-2براي انتخاب بیمارانی که باید trastuzumad (herceptin) را دریافت کنند مورد استفاده قرار می گیرد. در سال هاي اخیر TIMP1 به عنوان یک مارکر prognostic جدید و مارکري براي بررسی میزان پاسخ به درمان در بیماران پیشنهاد کرده اند که نقش ملکولی این مارکر مهار آپاپتوزیس در سلول هاي توموري می باشد، طی مطالعه اي که در سال 2009 صورت گرفته است.

ژن Gli1 به عنوان یک مارکر prognostic دیگر برای سرطان سینه معرفی شده است. در طی این مطالعه دانشمندان با این نتیجه رسیده اند که ارتباط قوي بین افزایش بیان این مارکر و نتایج درمانی ناموفق در افراد مبتلا به سرطان سینه وجود دارد، هم چنین افزایش بیان این ژن با موقعیت گره لنفی و stage تومور مرتبط می باشد.

 

سرطان رحم

بر اساس مطالعات گوناگونی که تاکنون در زمینه شناخت تومور مارکرهاي سرطان رحم گرفته شده است، شناخته شده ترین و پرکاربردترین مارکر براي بررسی و تشخیص سرطان رحم CA125 می باشد که به عنوان یک تست براي بررسی روند چگونگی درمان در طی دوره درمانی و بعد از آن استفاده دارد. اما استفاده از این مارکر به علت اینکه میزان این مارکر در سرم بیماران مبتلا به نارسایی قلبی و بیماري هاي کبدي نیز بالا می رود دچار محدودیت شده است. از این رو، استفاده از این تومور مارکر به همراه سایر روش هاي تشخیصی رایج در حال بررسی می باشد.

بنابراین نیاز اساسی به تومور مارکرهاي حساس تر و اختصاصی تر در کنار CA125 براي تشخیص و بررسی روند درمان بیماران سرطان رحم وجود دارد. یکی از این مارکرهاي جدید B7-H4 است که درکنار CA125 براي ردیابی سرطان در stage های اولیه مورد استفاده قرار می گیرد. ترکیب این دو مارکر در کنار هم از اختصاصیت بیشتري نسبت به مارکر به تنهایی برخوردار است. افزایش بیان CA125 در مواردی که تومور دچار بدخیمی و گسترش شده، مشاهده شده است.

در طی یک مطالعه که در سال 2007 صورت گرفته spondin2 که از اعضاء خانواده Fspondin می باشد و در dcr 3 که یکی از اعضاء ترشحی TNFR می باشد، در کنار TNFR و B7-H4 به صورت یک گروه مارکر براي بهبود تشخیص و ردیابی سرطان رحم معرفی شده است.

 

سرطان معده

سرطان معده یکی از شایع ترین سرطان ها در جهان می باشد و بیومارکرهاي محدودي براي بررسی و پیش بینی پیشرفت این سرطان وجود دارد. مارکرهاي مولکولی یکی از انواع این مارکرها هستند.

CEA پر استفاده ترین تومور مارکر براي سرطان معده معرفی شده است. CA19-9 و CA72-4 نیز از مارکرهاي آنتی ژنی است که براي ردیابی و بررسی بیماران سرطان معده معرفی شده است. CA19-9 و CEA رایج ترین تومور مارکرها براي تشخیص بررسی بیماران سرطان معده پس از عمل جراحی می باشد که ترکیب این دو مارکر باعث افزایش حساسیت این مارکرها می شود. اما هیچ یک از این دو مارکر به اندازه کافی براي تشخیص سرطان معده حساس نیستند. در مطالعه اي که در سال 1994 صورت گرفته است.

این دو مارکر قابل اعتمادتر و مهم تر از سایر تومور مارکرها براي سرطان معده بیان شده است. از طرفی در مطالعه اي در سال 2007 مارکر M2-Pyrovate KINASE را به عنوان یک تومور مارکر دقیق تر و حساس تری نسبت به CEA  و CA19-9 و حتی CA-72-4 براي تشخیص بیماران esphago-gastric معرفی شده است.

بررسی ژن TIMP1 در سرم بیماران سرطان معده نشان داد که حساسیت این ژن به عنوانیک مارکر به ترتیب 17 و 98 درصد حساسیت و اختصاصیت دارد و از آن جایی که براي یک مارکر تشخیصی حساسیت و اختصاصیت بالایی نیاز میباشد، این مارکر به عنوان یک مارکر prognostic  در مواردي که سرطان در stage های است، مناسب می باشد. مشاهده شده است که افزایش بیان این مارکر با پیشرفت سرطان در بیماران ارتباط قوي دارد. با توجه به مطالعات و بررسی هایی که در زمینه شناخت و معرفی تومور مارکري که حساسیت و اختصاصیت بالایی داشته باشد صورت گرفته است، مارکرهاي محدودي در این زمینه شناخت شده اند.

 

سرطان کولورکتال CRS

افزایش سریع نشانه ها و علائم ملکولی سرطان کولورکتال منجر بر این شد که بتوان مارکرهاي ملکولی را شناسایی کرد که بتوان از آن ها براي بهتر کردن روند درمانی بیماران و تشخیص بهتر کمک گرفت. اما با وجود بررسی ها و شناخت مارکرهاي متفاوت هنوز موفق به استفاده از این مارکرها به عنوان MSI اکثر مارکرهاي ملکولی شناخته شده هنوز نتوانسته اند به صورت واضح و موفقیت آمیز stage بیماران CRS را تشخیص دهند با این وجود تلاش ها و بررسی هاي زیادي براي معرفی مارکرها و مکانیسم اثر آن ها در روند شکل گیري و گسترش تومور نقش دارد. بدین صورت که منجر به تائید یکسري از تومور مارکرها در بیماران CRS شده است که پیش از این در مقاله ای جداگانه به آن پرداخته ایم.